{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدم یه خانمی داشت سربالایی کامرانیه رو با سختی می‌رفت، گ

دیدم یه خانمی داشت سربالایی کامرانیه رو با سختی می‌رفت، گفتم بیاین سوار شین برسونمتون.
آخر راه گفت: «دخترم، چیکار کنم برات؟» گفتم: «فقط دعام کنین.»
اونم هر دعایی بلد بود برام کرد. آخرشم اينارو گذاشت توی دستم و گفت: «اینا ناقابله، نگیری ناراحت می‌شم.»

🆔 💯
دیدگاه ها (۰)

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط