{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خالی بکن در استکانم چایی ات را

خالی بکن در استکانم چایی ات را
آغوش وا کن آن دل دریایی ات را
شبهای شعر چشمهایت دیدنی تر
مهمان من کن یک شب رویایی ات را

یک باغ در سیمای تو خوشتر نشسته
خیلی به رخها می کشی زیبایی ات را
در کوچه حتی پیرمردان بی قرارند
با ناز وقتی می کشی دم پایی ات را

خیلی پسندت می کنم وقتی که بینم
بر روی لب آرام دندان سایی ات را
پروا نکن پروانه ها باید بسوزند
با عشق پوشش می دهم رسوایی ات را

مریم به عیسی داد روح زندگی را
بر نیل من جاری بکن موسایی ات را ...
دیدگاه ها (۲)

هرچه با تنهایی من آشنا تر می شویدیرتر سر میزنی و بی وفا تر م...

پا به پا کردم و ...جان کندم و گفتم آخردوستت دارم و ... گفتی ...

از تو دور شدم ،مثل ابر از دریا !اما هر جا رفتم ،باریدم ...

من به مردی وفا نمودم و اوپشت پا زد به عشق و امیدمهر چه دادم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط