چــادر سیــاه مادرم را...
چــادر سیــاه مادرم را...
گـوشـه اش را میــگرفتم...
وراهــم را درمیــان هیــاهوی بازار پیــدا میـکردم...
زبــری اش بهتــر از هـر دســت نوازشــگری مرهـم اشــکهایم میشـــد..
حــال در این بیــراهه....من سر گردان و غریــب وتنها چــه کنم؟؟!😢
گـوشـه اش را میــگرفتم...
وراهــم را درمیــان هیــاهوی بازار پیــدا میـکردم...
زبــری اش بهتــر از هـر دســت نوازشــگری مرهـم اشــکهایم میشـــد..
حــال در این بیــراهه....من سر گردان و غریــب وتنها چــه کنم؟؟!😢
- ۱۴۳
- ۰۹ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط