{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حال عجیبی دارم این روز ها

حال عجیبی دارم این روز ها
نه شوق دیروز نه امیدی به فردا
نمیدانم ای روزگار کجای کارم
گم گشته ام میان این دروغ ها
دارداین حال جانم را میبرد
همچو خورشید دریا در غروب ها
روزهای بهارعشقم چ زیبا بود
خزان شد بهارم و ماند سوزها
از پسش درگیر زمستانم هنوز
دل وچشمانم اسیر آه و باران ها
لحظه ای درفکرش فرو میروم
همین بس ک آغاز شود طوفان ها
خدایا این حال عذابم میدهد
هوشیار کن مرا از کابوس دیروز ها
که میدانم قربانی آن فقط .......زبانم لال
چون آب رفته باز نگردد به رودها
دیدگاه ها (۲۰)

سلام دوستای گلم..اگه میشه اجی خوشگل منو لایک و دنبال کنید..ک...

چگونه استـــ حال من…با غمـــ ها می سازمــــ…باکنایه ها می سو...

روزگار عجیبی شده استحتی وقتی می‌خندیم،منظورمان چیز دیگری‌ست،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط