{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لره نیسانش از تپه بالا نمیرفت گفت؛یاامامزاده داوود یه بست

لره نیسانش از تپه بالا نمیرفت گفت؛یاامامزاده داوود یه بسته خرما نذرت میکنم.
وقتی بالای تپه رسید گفت,بیخیال نذر!
سرازیری ترمزش بریدگفت:
یا امام رضا بدادم برس داوود واسه یه بسته خرما داره خون بپا میکنه!!
دیدگاه ها (۱)

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 12 جک ویودر رو باز ...

ابلیس

یارو نیسانش از تپه بالا نمیرفت گفت؛یاامامزاده داوود یه بسته ...

طرف نیسانش از تپه بالا نمیرفت گفت:یا امامزاده داوود یه بسته ...

طرف نیسانش از تپه بالا نمیرفت گفت:یا امامزاده داوود یه بسته ...

لره نیسانش از تپه بالا نمیرفت گفت:یا شاهچراغ یه بسته خرما نذ...

طرف نیسانش از تپه بالا نمیرفت گفت:یا امامزاده داوود یه بسته ...

یارو ماشینش از امام زاده هاشم بالا نمیرفت یه بسته خرما نذر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط