هر عصر جمعه سرک میکشم به آسمان
.
هر عصر جمعه سرک میکشم به آسمان
شاید غم او را نبینم، شاید دیگر ابر و باد بجنبند
شاید آن آبیِ غمناک به سپیدیِ برف و شیرینی شهدِ دیدار مبدل شدهباشد
اما صد افسوس که باز هم آه بر روی شیشه مینشیند
و انگشت چنین مینگارد:
هنوز امیدی هست
هر عصر جمعه سرک میکشم به آسمان
شاید غم او را نبینم، شاید دیگر ابر و باد بجنبند
شاید آن آبیِ غمناک به سپیدیِ برف و شیرینی شهدِ دیدار مبدل شدهباشد
اما صد افسوس که باز هم آه بر روی شیشه مینشیند
و انگشت چنین مینگارد:
هنوز امیدی هست
- ۴۲۷
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط