{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق دردناک

عشق دردناک
p¹⁸

_(خنده بلند و حرسی)برگردم(بازم خنده)اگه میخواستم میومدم ولی دیگه نمیخوام تو بچمونو گرفتی(خنده)بعد انتظار داری بیام(داد)

+م..من...

_فقط خفه شو...بریم تهیونگ

"ویو جونگکوک"

با دیدن آزمایش خوشحال شدم ولی دیگه نه ا.ت بود و نه بچم

ا.ت داشت با تهیونگ میرفت که بازوی تهیونگ رو گرفتم و لب زدم:

+برای بار دوم عشقم رو گرفتی ولی بدون این بار دیگه از دستش نمیدم

×دستم رو ول کن عوضی حروم لقمه(داد)

ولش کردم که با ا.ت رفت

سریع با سرعت نور رفتم خونه که دیدم یونا روی مبل نشسته و داره فیلم تماشا میکنه و با خودش حرف میزنه

&اخ جوننن ا.ت رو برد دیگه میتونم به نقشم بگیرم من و بچم و چانگ به خوبی و خوشی زندگی‌ میکنیم

از پشت موهاش رو گرفتم و کشیدم از عقب که جیغ زد

&جیغغغغغغ اییییییی کوککککککک(داد)

+خفهههه شوووو هرزهههه پاپتیییییییی(داد)

&کوککککک لطفاااااا(داد)

+که برای جاسوسی و هرزه گری اومدی اینجا آرهههههه(داد)

موهاش رو گرفتم و کشوندم وسط پذیرایی

با پام دلش رو کلی لگد کردم که جیغ شد

&آیییییی کوکککککک بچمممممم آخخخخخخخ

+خفعهههه شوووو سزای شما هرزه ها همینه

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

عشق دردناکp¹⁹+خفعهههه شوووو سزای شما هرزه ها همینهیه شلاق دی...

عشق دردناکp¹⁷قاضی:آقای جئون...+بله(سریع و بی اهمیت)قاضی:خب ا...

عشق دردناکp¹⁶چمدونم رو گرفتم و به بیرون حرکت کردم و سوار ماش...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

My DestinyPart: 7تهیونگ دستور داد چند نفری اونجا باشن و بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط