{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت : می خوام یه یادگاری بنویسم تا همیشه برات بمونه ...

گفت : می خوام یه یادگاری بنویسم تا همیشه برات بمونه ...



گفتم : کجا؟



گفت : رو قلبت ...



گفتم : می تونی؟



گفت : آره زیاد سخت نیست ...



گفتم : بنویس تا برای همیشه بمونه ...



یه خنجر برداشت ...



گفتم : این چیه؟



گفت : هیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس .



ساکت شدم ...



گفتم:بنویس دیگه چرا معطلی ؟



خنجر رو برداشت و با قسمت تیز اون نوشت :



دوستت دارم دیوونه !!!



اون رفته خیلی وقته ... کجا ؟ نمی دونم .



اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده
دیدگاه ها (۱)

هم چون هوایی که تنفس میکنیم ،، عشق خدا هم در اطراف ما در حا...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم روبروی چشم خود چشمی غ...

کسی متونه بگه چرا یه عکس میتونه حال ادم را تغییر بدهد ؟؟؟

کسی متونه بگه چرا یه عکس میتونه حال ادم را تغییر بدهد ؟؟؟

شاید تلخه و بی مزه ولی مست چشاتم هنوز غرق نگاتم ..تو اون صحن...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗 🫧🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو اینو یادت مونده ...

ادامه پارت ۵۲ قسمت دوم

بهار بدون تو

اعتیاد من بهت.

Part ⁴⁷The name of the story: Madness hall(تالار جنون)وارد ز...

پارت ۸چند روزی از شروع پروژه گذشته بود.اون روز بعد از کلاس، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط