Impossible dream-رویای محال
Impossible dream-رویای محال
ep15
مجبور شدیم چهارتامون تو یه اتاق باشیم چهار تامون تو اون یکی اتاق مریم و بکیو دی او. رفتن تو یه اتاق منو کای و چانی سو هو تو یه اتاق اصلا شانسو منو میبینید اون موقع که خدا داشت شانسو تقسیم میکرد من تو w.c بودم
خلاصه اینکه دیگه رفتیم تو اتاقا
اتاق اول. ... .
دی او :بکی مریم برید زیر میز منم میرم زیر تخت
مریم *
اخه جون با بابا بکی تو یه اتاق اخ جون منو بکی رفتیم زیر میز نمی دونم چطور نشستیم که نفس من می خورد به شکم بکی و بکی هی جفتک می نداخت و میخندید (قربون جفتک انداختنت )
بکی:بابا مریم اون دهنتو ببر اون سمت.مردم
مری:ااا خوب به من چه تو بد نشستی تاب بخور
بکهیون با هزار زحمت تاب خورد تا دوتامون یه جور شدیم اووف بکی:بیا عکس نگاه کنیم
مری:اوکی
گوشیشیو در اورد و عکسای خودشو نشونم داد یکی از عکس بکی با یه خنده قشنگ داشت دوربینو نگاه میکرد
نتونستم طاقت بیارم رو به عکی گفتم: وویی من بابا بکیو بخورم
بکی:بابا بکی؟!بخوری؟! وات د فاز؟!!
لبخند دندون نمایی زدم: خب میدونی این داستانش طولانیه
بکی:میشنوم
مری: خب می دونی راستش.....
اتاق دوم👥 .. .... ..
سوهو:زود باشید زود چانی برو زیر تخت
چان: زیر تخت؟!
سوهو:اره دیگه
چانی:یعنی جا میشم ؟!!O_o
سوهو:اره گمشو وگرنه من میدونمو تو
چانی:باشه هیونگ خشونت چرا الان میرم
چانی خودشو زیر تخت جا داد منوکای جفت هم وایساده بودیم که سوهو با عجله اومدو هردومونو هل داد داخل کمد
ep15
مجبور شدیم چهارتامون تو یه اتاق باشیم چهار تامون تو اون یکی اتاق مریم و بکیو دی او. رفتن تو یه اتاق منو کای و چانی سو هو تو یه اتاق اصلا شانسو منو میبینید اون موقع که خدا داشت شانسو تقسیم میکرد من تو w.c بودم
خلاصه اینکه دیگه رفتیم تو اتاقا
اتاق اول. ... .
دی او :بکی مریم برید زیر میز منم میرم زیر تخت
مریم *
اخه جون با بابا بکی تو یه اتاق اخ جون منو بکی رفتیم زیر میز نمی دونم چطور نشستیم که نفس من می خورد به شکم بکی و بکی هی جفتک می نداخت و میخندید (قربون جفتک انداختنت )
بکی:بابا مریم اون دهنتو ببر اون سمت.مردم
مری:ااا خوب به من چه تو بد نشستی تاب بخور
بکهیون با هزار زحمت تاب خورد تا دوتامون یه جور شدیم اووف بکی:بیا عکس نگاه کنیم
مری:اوکی
گوشیشیو در اورد و عکسای خودشو نشونم داد یکی از عکس بکی با یه خنده قشنگ داشت دوربینو نگاه میکرد
نتونستم طاقت بیارم رو به عکی گفتم: وویی من بابا بکیو بخورم
بکی:بابا بکی؟!بخوری؟! وات د فاز؟!!
لبخند دندون نمایی زدم: خب میدونی این داستانش طولانیه
بکی:میشنوم
مری: خب می دونی راستش.....
اتاق دوم👥 .. .... ..
سوهو:زود باشید زود چانی برو زیر تخت
چان: زیر تخت؟!
سوهو:اره دیگه
چانی:یعنی جا میشم ؟!!O_o
سوهو:اره گمشو وگرنه من میدونمو تو
چانی:باشه هیونگ خشونت چرا الان میرم
چانی خودشو زیر تخت جا داد منوکای جفت هم وایساده بودیم که سوهو با عجله اومدو هردومونو هل داد داخل کمد
- ۵.۶k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط