{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن بعد از رفتن مرد عاشقش شده بود. هر وقت فرصتی به دست می

زن بعد از رفتن مرد عاشقش شده بود. هر وقت فرصتی به دست می آورد به جاهایی که پاتوق مرد بود می رفت تا شاید دوباره و را ببیند. اما مرد آن جاها نبود. یادش رفته بود وقتی می خواست با مرد ازدواج کند خیلی چیزها را از او گرفته بود. همین طور چای خانه ها و کلوپ‌های شطرنج را...!
دیدگاه ها (۱)

گاهی معشوق،بر خلاف قوانین فیزیک عمل می‌کند.هر چه به او نزدیک...

چگونه برگشتی به روز های پیش از بوسیده شدن چگونه برگشتی

🌱 یادش بخیر...یادش بخیر روزهایی که زنگ در خانه را با دست می‌...

داستان پند آموز راستانمرد مغرور🔹روزی مردی ساده‌لوح به سمت ب...

مرد مغرور🔹روزی مردی ساده‌لوح به سمت بازار حرکت کرد تا برای خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط