{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مستِ عشقم، کس ببیند گویدم دیوانه ای

مستِ عشقم، کس ببیند گویدم دیوانه ای
من نه آن مستم که نوشد باده از پیمانه ای

مستِ آن یارم که دارد با نظر لطفی به من
من به اعجاز از نگاهش می شوم مستانه ای

آنکه در بازارِ بی رحمی به جانان دل دهد
خانه یِ قلبش نگردد جایِ هر بیگانه ای

غافلان دولت سرا دنبالِ جانان می روند
چشمِ دل وِی را ببیند همرهِ بیچاره ای

آنکه درمانی کُند دستی بگیرد در خَفا
اینچنین بر شمعِ جانان می شود پروانه ای
دیدگاه ها (۶)

ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺗﻨــــــــﮓ ﺩﻟﻢ ﺭﻫﮕﺬﺭ ﯾﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﻭ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺩﻟﺶ...

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮ ﺷﺒﻢ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺷﻮﯼﺑﺮ ﮐﻮﯾﺮ ﺗﺸﻨﻪ ﭼﻮﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﻮﯼﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭ...

بوسه ای می خواستم او صد بغل آورده بود ناز شستش از کجا این قد...

عمرم به پای دلخوشی عاشقانه رفتآمد شبی و بعد شبی بی بهانه رفت...

در انتهاے ڪوچہ اے ڪاشانہ دارد یار من روے نگاهش یڪ بغل پروانہ...

عاشقانه های شبنم

باز میگویم که دل  ،  .. دیوانه ی چشمان توست ؟خانه و کاشانه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط