{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اخر

پارت اخر

ازم جدا شد

دوستت دارم بیب تو فقط بمون کنارم

_میمونم



یک سال بعد:
از زبان ات:
من به تهیونگ اعتماد کردم و جواب اعتمادم رو هم دیدم اون کنارم موند و منو ول نکرد و بهم ثابت کرد که واقعا منو دوست داره منم از اینکه از کره برم منصرف شدم الان اونقدری همو دوست. داریم که یا با هم میریم جایی یا بدون هم دیگه نمیریم قراره یک ماهه دیگه هم ازدواج کنیم خانواده هامون وقتی دیدن ما همو دوست داریم هیچ مخالفتی با رابطمون نکردن انگار همه چیز دست به دست هم داده بود تا منو تهیونگ به هم برسیم

ممنونم بیب

_واسه چی عشقم

واسه اینکه یه فرصت بهم دادی تا خودمو بهت ثابت کنم برای اینکه به خاطر من قید بیشتر دوستاتو زدی و با هام موندی

_اینا که چیزی نیس ددی من واسه تو میمیرم

از رو مبل منو بلند کرد و گذاشت رو پاهاش و گردنمو بوسید و دم گوشم با صدای خمار و جذابی گفت

ولی من برای تو آدم میکشم بیب

_دوستت دارم

ولی من عاشقتم

برگشتم سمتش و لبامو رو لباش گذاشتم و این بود شروع زندگی عاشقانه ما



بچه ها خدایی این یکی خیلی خوب شد دیگه تو کامنتا نمی‌خوام اعتراض کنید اوکی ؟
دیدگاه ها (۳)

پارت اول+اونی خواهش میکنم یه چیزی بخور اینطوری ضعف میکنی!-ول...

پارت دوم+ا.ت این لباس خیلی بهت میاد! مطمینم که جنی از دیدنت ...

پارت 9از زبان ات:متوجه شدم داره گریه می‌کنه و اشکاشو‌دیدم که...

پارت 8از زبان ات:چند ساعت بعد:اروم اروم چشامو باز کردم چند ب...

چهره ی پشت نقاب پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط