{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درها را بسته ام..پنجره ها را پوشانده ام..خودم را با عطر ح

درها را بسته ام..پنجره ها را پوشانده ام..خودم را با عطر حضورت که اینجا بوده ای حبس کرده ام...نمیخواهم طعم بودنت از خانه بیرون برود..من مانده ام با تنهایی...تا دوباره که بیایی و با برق چشمانت دوباره روشن کنی سرای قلبم را...
دیدگاه ها (۲)

دنیای من همین است ...همین قد و بالای تو..دنیای من همین است ق...

با هم درستش میکنیم..من و تو بخواهیم درستش میکنیم..من و تو آغ...

تو مال منی...مال منی...تمام منی...عمرم فدایت

هرگز برایم شیرین تر از این نبوده که در تراس خانه به انتظار ت...

پارت دومپشت در، کسی منتظرم بودتاریکی...همه‌جا را تاریکی گرفت...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۸

آتیشی که از بارون شروع شدprt9ویوی ا. تنفسم بند اومده بود.صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط