داستان واقعی این برم
داستان واقعی این برم
در زیر این آبها دهاتی بود همه کافر
امام زاده رفت در این دهات ، و گویا تشنه ویا گرسنه بود و دم بعضی ازین خونه ها رو زد و همه در رو بستن ولی پیر زنی با ایمانی بود که پذیرایی کرد از آقا و جا ومکان داد
امام که خواس از اون خانه پیرزن برود بیرون از پیرزن خواست تا باش ازون دهات برن بیرون ... پیر زن قبول کرد و همراه آقا رفت بیرون ...
اما آقا به پیرزن گفت که پشت سرتو نگان نکن ...
اما پیرزن جا نگرفتش و بیرون از دهات یا دهکده ب محل زندگیش که همون دهات بود نگاه کرد ...
اما پیرزن ب امر خدا شکل درختی قد خمیده در اومده
و اون دهات هم ب امر خدا زیر اب رفت ...
الان این تصویر همون دهات است
در زیر این آبها دهاتی بود همه کافر
امام زاده رفت در این دهات ، و گویا تشنه ویا گرسنه بود و دم بعضی ازین خونه ها رو زد و همه در رو بستن ولی پیر زنی با ایمانی بود که پذیرایی کرد از آقا و جا ومکان داد
امام که خواس از اون خانه پیرزن برود بیرون از پیرزن خواست تا باش ازون دهات برن بیرون ... پیر زن قبول کرد و همراه آقا رفت بیرون ...
اما آقا به پیرزن گفت که پشت سرتو نگان نکن ...
اما پیرزن جا نگرفتش و بیرون از دهات یا دهکده ب محل زندگیش که همون دهات بود نگاه کرد ...
اما پیرزن ب امر خدا شکل درختی قد خمیده در اومده
و اون دهات هم ب امر خدا زیر اب رفت ...
الان این تصویر همون دهات است
- ۲.۷k
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط