عمارت تشنه [پارت 13]
عمارت تشنه [پارت 13]
ویکتور میخنده و خودش از روی تخت بلند میشه بعد خم میشه و آنی رو با یک دست بلند میکنه که آنی هم دستهاش رو دور گردن ویکتور حلقه میکنه تا نیوفته و ویکتور هم میره سمت حموم و میره داخل حموم و خلاصههه دیگه حموم کردن مثل آدم بعدشم ویکتور لباس تن آنی کرد و آنی رو گذاشت رو تخت و آنی خوابید و خود ویکتور هم اتاق رو مرتب کرد و لباس پوشید و رفت تو اتاق خودش .
میدونم یه چصه ولی این در اصل ادامه پارت ۱۲ بود🤡💔👍🏻
ویکتور میخنده و خودش از روی تخت بلند میشه بعد خم میشه و آنی رو با یک دست بلند میکنه که آنی هم دستهاش رو دور گردن ویکتور حلقه میکنه تا نیوفته و ویکتور هم میره سمت حموم و میره داخل حموم و خلاصههه دیگه حموم کردن مثل آدم بعدشم ویکتور لباس تن آنی کرد و آنی رو گذاشت رو تخت و آنی خوابید و خود ویکتور هم اتاق رو مرتب کرد و لباس پوشید و رفت تو اتاق خودش .
میدونم یه چصه ولی این در اصل ادامه پارت ۱۲ بود🤡💔👍🏻
- ۲.۰k
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط