{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانو صدایت محفل غم رابهم ریخت

بانو صدایت محفل غم رابهم ریخت
عطر تنت گلهای مریم را بهم ریخت

قوس وقزح برهان نظم ساده ای داشت
قوس لبت ترتیب عالم رابهم ریخت

چشمان تو آتش بپا کردوجهان سوخت
یکباره سامان جهنم را به هم ریخت

وقتی که حوّا گشتی ازفردای خلقت
زیباییت ایمان آدم را بهم ریخت

تمثال زیبای زلیخا داشت ابهام
تصویر توآن طرح مبهم رابهم ریخت

عاشق که گشتی،قلب تو لرزید انگار
اینگونه شد که زلزله بم رابهم ریخت
دیدگاه ها (۲)

نوشتم بی" تـو" غمگینم ،........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،مرا ب...

♥دوســـــش دارم...میـــــدونین واسه چی؟...چــــون...همــــیش...

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم ...

دیوانه شدم فکر نکن مست شرابمدائم تو نزن زخم بر این جسم کبابم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط