#عشق_جنایت 🔪
#عشق_جنایت 🔪
پارت5
لیا:من و جیمین رفتیم تو اتاق من و من چون مست نبودم برنامه هایی داشتم خودم و زدم به مستی که جیمین نزدیکم شد که از پشتش بادیگاردم بیهوشش کرد...
بادیگارد:خانم چیکارش کنم؟
لیا:ببرش زیر زمین
بادیگارد:چشم خانم
لیا:وایسا یِنا کارش و انجام نداده؟
بادیگارد:نمیدونم خانم....
لیا:خوب برو
(بادیگارد رفت)
رفتم پایین...
====================================
یِنا:تهیونگ کاملا مست بود موقعش بود که انجامش بدم...
نزدیکش شدم که کمر مو گرفت و میخواست بوسم کنه که بادیگارد از پشت بیهوشش کرد....
یِنا:جئونم بردار ببر...
بادیگارد:چشم خانم
(بادیگارد رفت)
لیا اومد پایین..
لیا:آفرین
یِنا:خواهش
راستی فردا میخوای کاری کنی باهاشون؟
لیا:ارههههههه(نگاه ترسناک)
یِنا:اونجوری نکن میرینم به خودما(با خنده)
لیا:(خنده)
ویو فردا صبح:
لیا:ساعت 9 بلند شودم و کار های لازم و انجام دادم و لباس پوشیدم آرایش لایت کردم و رفتم پایین...(عکس لباس و میزارم)
یِنا:به به چه عجب؟
لیا:خفه
یِنا:(😐)بی جنبه ک.....
یِنا:اول من رفتم زیر زمین ببینم چه خبره....
ادامه دارد:-)
شرایط:
5 لایک
15 تا کامنت
2 تا فالو
پارت5
لیا:من و جیمین رفتیم تو اتاق من و من چون مست نبودم برنامه هایی داشتم خودم و زدم به مستی که جیمین نزدیکم شد که از پشتش بادیگاردم بیهوشش کرد...
بادیگارد:خانم چیکارش کنم؟
لیا:ببرش زیر زمین
بادیگارد:چشم خانم
لیا:وایسا یِنا کارش و انجام نداده؟
بادیگارد:نمیدونم خانم....
لیا:خوب برو
(بادیگارد رفت)
رفتم پایین...
====================================
یِنا:تهیونگ کاملا مست بود موقعش بود که انجامش بدم...
نزدیکش شدم که کمر مو گرفت و میخواست بوسم کنه که بادیگارد از پشت بیهوشش کرد....
یِنا:جئونم بردار ببر...
بادیگارد:چشم خانم
(بادیگارد رفت)
لیا اومد پایین..
لیا:آفرین
یِنا:خواهش
راستی فردا میخوای کاری کنی باهاشون؟
لیا:ارههههههه(نگاه ترسناک)
یِنا:اونجوری نکن میرینم به خودما(با خنده)
لیا:(خنده)
ویو فردا صبح:
لیا:ساعت 9 بلند شودم و کار های لازم و انجام دادم و لباس پوشیدم آرایش لایت کردم و رفتم پایین...(عکس لباس و میزارم)
یِنا:به به چه عجب؟
لیا:خفه
یِنا:(😐)بی جنبه ک.....
یِنا:اول من رفتم زیر زمین ببینم چه خبره....
ادامه دارد:-)
شرایط:
5 لایک
15 تا کامنت
2 تا فالو
- ۴.۸k
- ۰۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط