𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕
𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟔
چند هفته بعد، یونا حالش خوب نبود.
بانو هان نگران شد.
طبیب قصر را خبر کردند.
پدر یونا معاینهاش کرد.
چند لحظه بعد لبخند زد.
«تبریک میگویم.»
یونا گیج نگاهش کرد.
«برای چی؟»
پدرش گفت:
«قرار است مادر شوی.»
یونا خشکش زد.
یونگی که کنار در ایستاده بود، برای چند ثانیه هیچ واکنشی نشان نداد.
بعد آرام جلو آمد.
«واقعاً؟»
یونا با چشمهای خیس سر تکان داد.
یونگی دستش را گرفت.
برای اولین بار، پادشاه نتوانست احساسش را پنهان کند.
«یونا...»
او را آرام در آغوش گرفت.
«مراقب خودت باش. خواهش میکنم.»
خبر بارداری ملکه در تمام قصر پیچید.
اما همه خوشحال نبودند.
چند خانوادهی قدرتمند سالها آرزو داشتند دختر خودشان ملکه شود.
حالا فرزندی در راه بود که جایگاه یونا را محکمتر میکرد.
یکی از آنها آهسته گفت:
«اگر این بچه به دنیا بیاید، همهچیز تمام است.»
توطئه از همان شب آغاز شد.
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟔
چند هفته بعد، یونا حالش خوب نبود.
بانو هان نگران شد.
طبیب قصر را خبر کردند.
پدر یونا معاینهاش کرد.
چند لحظه بعد لبخند زد.
«تبریک میگویم.»
یونا گیج نگاهش کرد.
«برای چی؟»
پدرش گفت:
«قرار است مادر شوی.»
یونا خشکش زد.
یونگی که کنار در ایستاده بود، برای چند ثانیه هیچ واکنشی نشان نداد.
بعد آرام جلو آمد.
«واقعاً؟»
یونا با چشمهای خیس سر تکان داد.
یونگی دستش را گرفت.
برای اولین بار، پادشاه نتوانست احساسش را پنهان کند.
«یونا...»
او را آرام در آغوش گرفت.
«مراقب خودت باش. خواهش میکنم.»
خبر بارداری ملکه در تمام قصر پیچید.
اما همه خوشحال نبودند.
چند خانوادهی قدرتمند سالها آرزو داشتند دختر خودشان ملکه شود.
حالا فرزندی در راه بود که جایگاه یونا را محکمتر میکرد.
یکی از آنها آهسته گفت:
«اگر این بچه به دنیا بیاید، همهچیز تمام است.»
توطئه از همان شب آغاز شد.
- ۱.۰k
- ۰۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط