{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رد نکن گرمای دستم را به دردت می‌خورم

رد نکن گرمای دستم را به دردت می‌خورم
کُنده‌ای پیرم که در سرما به دردت می‌خورم

صورتم سرخ است با سیلی و دلخونم، ببین!
من انارم، درشب یلدا به دردت می‌خورم

با عصای پیری‌ ات بد تا نکن نشکن مرا
صبرکن امروز یا فردا به دردت می‌خورم

موج وقت گریه فکر شانه‌های سنگی‌ست
مثل صخره در دل دریا به دردت می‌خورم

یک تفنگ سر پُر از شعرم درون گنجه‌ات
شک نکن که آخرش یکجا، به دردت می‌خورم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

رد نکن گرمای دستم را به دردت می‌خورمکُنده‌ای پیرم که در سرما...

نفس نفس به هوای تو خو گرفته دلمغزل ترانهٔ چشم تو کو؟ گرفته د...

#ماجراهایی_من_و_دختر_ننه_هاجر این قسمت: نذر یا نظر؟!بخش آخر ...

#ماجراهایی_من_و_دختر_ننه_هاجراین قسمت: نذر یا نظر؟بخش: اول 1...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط