تک پارتی✨
تک پارتی✨
سلاممممم من اتم و 4 ساله با جین ازدواج کردم و یه پسر کوچولو سه ساله داریم زندگیمون عالیه من خیلی خوشحالم از زندگیمون
.
.
.
.
.
.
سلام من جینم و یه زن زیبا و یه پسر بشدت کیوت و خوردنی دارم زندگیمون عالیه و واقعا عاشق خانوادمم
+پسرم اون دسمالارو نخور گیر میکنه تو گلوت
♡ماما گلسنمه (بچگونه کلا حرفای پسرشون بچگونس
دیگه)
+خب پسرم نخور گشنته مگه؟
♡اله ماما گلسنمه
+وایسا الان بهت سیب زمینی له شده میدم
♡ال حوننننننن
+ای مامانت فدات بشه
(پرش زمانی به دو ساعت دیگه)
ویو ات
ساعت الان 4 فک کنم بد نباشه یکم سوجون (اسم پسرشون) ببرم بیرون
+سوجون بریم پارک؟
♡الهههههه
(پرش زمانی به پارک)
ویو ات
داشتم سوجونو میدیدم که داره با بچه ها بازی میکنه و تاب سوار میشه که یه مرد اومد سمتم
/ ببخشید مزاحم شدم..... کجاست؟؟
+او سلام مستقیم برید بعد بپیچید سمت چث یه شیرینی فروشیه بغش....
/ اها ممنون
+خاهش... ای وای
♡ماما(گریه)
+چیشدد
"نمیدونم هاله از تاب الداد
+ای واییی از سرت داره خون میاد پاشپ بریم خونه برات پانسمان کنم
♡ماما میسوره(گریه)
+الان میریم خونه واییی خدایا اگه جین بفهمه میکشم
(پرش زمانی به کلید انداختن ات)
+الان میریم بیا اینور درو ببندم
_سلام عشقم،... چه بلایی سر بچم اوردی( از چه ببعد داد زد)
+بخدا هواسم نبود
_گمشو کثافت عوضی
♡باباااا(گریه)
_هیچی نیست عزیزم وایسا الان خوب میشی
ویو ات
ا.. الان بهم گفت کثافت عوضی... باورم نمیشه البته حق داره جین خیلی رو سوجون حساسه زفت بتادین با باند اورد و سرشو پانسمان کرد خون اصن اونقدرام زیاد نبود
_خوبی نفسم
♡اله بابا
_خوبه برو فیلم ببین
♡باش(رفت)
_ات بیا کارت دارم
+ب.... باش
_خب میخوام توضیح بدی چیشد که اینجوری شد
+خب ببین جین من بردمش پارک که حوصلش سر نره بعد حواسم بهش بود که یه مرد ازم ادرس پرسید منم گفتمو نشستم که دیدم سوجون افتاذه از تاب و دازه گریه میکنه
_چرا حواست نبود؟!
+ببخشید.... من مادر خوبی نیستم
_عاااا اینجوری نگو پرنسسم(بغلش کرد)
_ببخشید سرت داد زدم... معذرت میخوام
+تقصیر منه تو چرا میگی
_بیا شامو بریم بیرون الان بریم فیلم ببینیم هوم؟
+باش
_بریم
+جین ببخشید
_مهم نیست عزیزم زیاد بد اتفاقی نبود
+عاشقتم
_من بیشتر بیب حالا شبم قراره باز بابا بشم
+عه نخیر
_چرا
+گفتم نههههه
_چرا اره
+عه ییشعور
_عاشقتم یعنی
+من بیشتر ددی
_شب صدام کن
+عههههه(کوفت از خداتم باشه🔪)
_باشه باشه(خنده)
سلاممممم من اتم و 4 ساله با جین ازدواج کردم و یه پسر کوچولو سه ساله داریم زندگیمون عالیه من خیلی خوشحالم از زندگیمون
.
.
.
.
.
.
سلام من جینم و یه زن زیبا و یه پسر بشدت کیوت و خوردنی دارم زندگیمون عالیه و واقعا عاشق خانوادمم
+پسرم اون دسمالارو نخور گیر میکنه تو گلوت
♡ماما گلسنمه (بچگونه کلا حرفای پسرشون بچگونس
دیگه)
+خب پسرم نخور گشنته مگه؟
♡اله ماما گلسنمه
+وایسا الان بهت سیب زمینی له شده میدم
♡ال حوننننننن
+ای مامانت فدات بشه
(پرش زمانی به دو ساعت دیگه)
ویو ات
ساعت الان 4 فک کنم بد نباشه یکم سوجون (اسم پسرشون) ببرم بیرون
+سوجون بریم پارک؟
♡الهههههه
(پرش زمانی به پارک)
ویو ات
داشتم سوجونو میدیدم که داره با بچه ها بازی میکنه و تاب سوار میشه که یه مرد اومد سمتم
/ ببخشید مزاحم شدم..... کجاست؟؟
+او سلام مستقیم برید بعد بپیچید سمت چث یه شیرینی فروشیه بغش....
/ اها ممنون
+خاهش... ای وای
♡ماما(گریه)
+چیشدد
"نمیدونم هاله از تاب الداد
+ای واییی از سرت داره خون میاد پاشپ بریم خونه برات پانسمان کنم
♡ماما میسوره(گریه)
+الان میریم خونه واییی خدایا اگه جین بفهمه میکشم
(پرش زمانی به کلید انداختن ات)
+الان میریم بیا اینور درو ببندم
_سلام عشقم،... چه بلایی سر بچم اوردی( از چه ببعد داد زد)
+بخدا هواسم نبود
_گمشو کثافت عوضی
♡باباااا(گریه)
_هیچی نیست عزیزم وایسا الان خوب میشی
ویو ات
ا.. الان بهم گفت کثافت عوضی... باورم نمیشه البته حق داره جین خیلی رو سوجون حساسه زفت بتادین با باند اورد و سرشو پانسمان کرد خون اصن اونقدرام زیاد نبود
_خوبی نفسم
♡اله بابا
_خوبه برو فیلم ببین
♡باش(رفت)
_ات بیا کارت دارم
+ب.... باش
_خب میخوام توضیح بدی چیشد که اینجوری شد
+خب ببین جین من بردمش پارک که حوصلش سر نره بعد حواسم بهش بود که یه مرد ازم ادرس پرسید منم گفتمو نشستم که دیدم سوجون افتاذه از تاب و دازه گریه میکنه
_چرا حواست نبود؟!
+ببخشید.... من مادر خوبی نیستم
_عاااا اینجوری نگو پرنسسم(بغلش کرد)
_ببخشید سرت داد زدم... معذرت میخوام
+تقصیر منه تو چرا میگی
_بیا شامو بریم بیرون الان بریم فیلم ببینیم هوم؟
+باش
_بریم
+جین ببخشید
_مهم نیست عزیزم زیاد بد اتفاقی نبود
+عاشقتم
_من بیشتر بیب حالا شبم قراره باز بابا بشم
+عه نخیر
_چرا
+گفتم نههههه
_چرا اره
+عه ییشعور
_عاشقتم یعنی
+من بیشتر ددی
_شب صدام کن
+عههههه(کوفت از خداتم باشه🔪)
_باشه باشه(خنده)
- ۱۵۵
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط