{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داغ عشقت چشم های خفته را بی خواب داشت

داغ عشقت چشم های خفته را بی خواب داشت
در تمام عمر عشق تو مرا بی تاب داشت

مثل رودی خشک که از بین صحرا می گذشت
با دو عکس از تو نمی شد تشنه را سیراب داشت

در تمام زندگی من طعمه ای بودم که عشق
همچو صیادی مرا بر سینه ی قلاب داشت

من شبیه مرده ای هستم که با چشمان باز
سد زدم بر روی آن رودی که قحط آب داشت

خوب و بد در من بهم آمیخت تا ثابت کند
گاه در اعماق دریا می توان مرداب داشت

گشته ام مانند یک دیوانه که شب های سرد
انتظار آفتاب گرم از مهتاب داشت
دیدگاه ها (۴)

امام رضا جانمبگذار با خون دل بنگارم آنچه را که می توانم فریا...

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

عاشقانه های شبنم

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط