{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از رفتنت هرجا اسم تو آمدلبخند میزنم و میگویم دیریست

بعد از رفتنت هرجا اسم تو آمد،لبخند میزنم و میگویم دیریست که از یادم
رفته ای..
اما از درون میشکنم،
همانند ماهی که از تُنگش جدا گشته بالا و پایین میپرم
و همانند کودکی که در ازدحام خیابان مادرش را گم کرده است بی قرار میشوم...
دیدگاه ها (۲)

هر چہ دورتر مۍ شوۍمن؛عاشق تر میشوم !و هر چہ نزدیک تر مۍ آیۍب...

‌میخواهمت . . . ولی دوری خیلی خیلی دور نه دستم به دستانت می...

گیرند همه روزه و من گیسویتجویـند همه هلال ومن ابـرویتاز جمـل...

‌نبودنتاز همه جا می‌بارد!چه خوش خیالند مردمی که منتظرند فرام...

عشق حقیقی...★(پارت:۳)مدتی میشد که جونگ‌کوک سرش پایین بود و ب...

پارت ۱۹ایتاچی از خدا خواست، تنها کسی که در لحظه ی اخر به ذهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط