{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل پاییزیم گرفته

دل پاییزیم گرفته
چرا بارون نمی آد
ریخته دیگه برگ و بالم
به تنم جون نمی آد
رفت و با خودش همه
برگها و قصه ها شو برد
این دل من تیکه تیکس
و ازش خون نمی آد
چش به راهم که شاید
از خاطره هام رد بشه
چشم خاطرم که خون شد
پس چرا اون نمی آد
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

عاشقی شعبده ای ساخت، که من باشم و توسوی دل محفلی آراست، که م...

شبی از عشق در جانم نشستیشب دیگر شدی جانم به مستیدلی و یک غر...

چون درختی خشک در فصل زمستانم چون مسیری سرد در آنسوی طوفانم ...

سلامت را جوابی نیستکلامت را خطابی نیستدر این سر گشتگی عشقزمس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط