{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می توانستم خاموش شوم...

کاش می توانستم خاموش شوم...
فنا شوم....
محو شوم....
من از این روزگار خسته شده ام....
از این لحظه هایی که حال مرا نمیفهمد و
میگذرند بیزارم....

من از تمام شاید ها و باید ها متنفرم....
من از این ثانیه هایی که بی تو کند و با تو تند میگذرند گریزانم....
من فقط تو را میخواهم کنارم...
این سهم زیاریست از از این دنیای به این بزرگی....
دیدگاه ها (۱۶)

شب که به نیمه می رسدموهایم بی قراری می کنندپریشان تو می شوند...

می نویسم خوبی؟؟؟بخوان دلم برایت تنگ شده...می نویسم به یادت ه...

حوصله ی خواندن ندارم....حوصله ی نوشتن هم ندارم...این همه دلت...

مرخصی ندارد...حتی وقت استراحت ندارد...حقوق و مزایا ندارد...ب...

«یا مولای من، یا صاحب الزمان!کاش باران بودی و همه نگران نیام...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

گفتمت بیا ببینمت؛و تو هر بار، دلیلی برای نیامدن داشتی.و من، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط