یادته یه روزی بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر با

یادته یه روزی بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیرِ بارون که نکنه نامردی اشک هاتو ببینه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نیومد چی؟؟ گفتی اگه چشم های قشنگ تو بباره آسمون گریه ش میگیره ... گفتم یه خواهش دارم ؛ وقتی آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ... گفتی به چَشم ... حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمی باره ... و تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم می خندی ...
دیدگاه ها (۲)

هیچ وقت دل به کسی نبند… چون این دنیا این قدر کوچیکه که توش د...

تو 1 لحظه میشه 1 نفر رو خورد کرد…تو 1 دقیقه میشه 1 نفر رو دو...

معلم پرسید عشق چند بخشه؟  زود دستم رو بالا گرفتم گفتم:  یک ب...

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد...  وسعت تنهائیم را حس نکرد...  در...

هر موقع میدیدمش خنده روی لبش بود یه روز بهش گفتم خوشبحالت......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط