{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم صبحی می گفت‌:

مادرم صبحی می گفت‌:
موسم دلگیری ست‌.
من به او گفتم‌:
زندگانی سیبی ست‌،
گاز باید زد با پوست‌ ..

#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه_ها #خاص
#دلنوشته #عکس_نوشته
#تکست_خاص #خاص
دیدگاه ها (۰)

مگر از رشتِ مَنتاانزلیِ توچقدر دِلتنگی فاصله است ..کهتودر کن...

گفتمشآرام جــان ،جان را فــدایت میکنمگفتباعشق تو من شاد و خر...

خیس است خیالمازبارشِ بوسه های بارانیوسردیِ انگشتانمبهانه می ...

اسمش چیست این حس ، این حالهمین که وقتی به تو فکر می‌کنماز گو...

چـه غـریـبــانـه تو با یاد وطــن می نالیمن چه گویم که غریب ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط