صبحت بخیر شاعر لبخندهای شهر

صبحت بخیر شاعر لبخندهای شهر
آیینه‌های شعر تو در جای‌ جای شهر

با دست‌های آبی‌تان ، سبز می‌شود
گل‌واژه‌های زردِ غزل در صدای شهر

رنگین‌ کمان هر غزلت وصل می‌کند
دل را به پشت پنجره‌ی انتهای شهر

دیوارهای ساکت شهر و صدای سوت
صبحت بخیر شاعر لبخندهای شهر
دیدگاه ها (۹)

صدای خش‌خش برگ برگ زرد و نارنجی چه قرمزه گونه‌هاتسرده هوای ...

قایقی خواهم ساخت ..

طاقت آوردی خلیج فارس من!این همه سال‌ها با خاطرات خوبسفره‌ی آ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

مافیای من

پارت ۴۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط