ا گرم بوسه به پشان من باش

يا گرمى يك بوسه به پيشانى من باش
يا علت يك عمر پريشانى من باش

با فاصله‌اى امن كه آسيب نبينى
بنشين و فقط شاهد ويرانى من باش

هر بار كه عاقل شده‌ام خير نديدم
يك‌بار بيا و تو به نادانى من باش

من جاى تو با لحن و لبت شعر بخوانم
تو جاى من و محو غزل‌خوانى من باش

ناچار به مرگم ته اين قصه بيا و
يك معجزه در قسمت پايانى من باش

#عاشقانه
#ستایش_قلب_سربی
#خاص
دیدگاه ها (۰)

و چشم های تو همان کافه ی دنجی است که قهوه هایش حرف ندارد...#...

کاش گوشه‌ای از این شهر شلوغ کمی دورتر از تلخی‌هایک نفر جار م...

میخواستمش تا زنده بمانم‌ او مرا مےخواست تا تنها نماند......

نفسم کاش هم اینک توکنارم بودیدست در دست وشبی بازتویارم بودید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط