{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چرا حرف منو باور نمیکنی

#چرا حرف منو باور نمیکنی
پارت ⁶³
همه رفتن کلاسشون و هرکی سر جاش نشست ات که اخر می‌نشست و جیمین هم در ردیفی که پیش در ولی یکی مونده به آخر
بود.
معلم امد
معلم : سلام بچه ها کتاب هاتون دربیارن که از درس خیلی عقبیم

هیونگ: استاد الان ما درس ۱۶ هستیم یکی مونده درس کجا عقبیم بعدش الان برج
۲۹ بهمن هستیم دیگه چه خبره

معلم: الکی شلوغش نکن الان همه دارن مرور میکنن درسو

هیونگ : استاد شاید اونا نیاز به دوره روانشناسی دارن شما که نه

معلم: به جای این حرف ها کتاب هاتون دربیارن

همه کتاب هاشون درآوردن

جیمین که به ات نگاه میکرد و به لبهاش می‌خندید که چه شاهکاری کرد

استاد یک گچ ورداشت که استفاده نداره و به سر جیمین خورد
استاد : آقای پارک فکر کنم درس رو خوب بلدین بیاین برامون توضیح بدین

جیمین: وای استاد من چقدر درس بدم مگه من حقوق میگیرم یا شما
استاد : ولی انگار شما یک جای دیگین
جیمین: استاد این چه حرفیه من دلم توی درس شماس
استاد : اره تو گفتی من هم باور کردم
زنگ خونه خورد

کوک: اخیششش بریم به سوی خونه
شوگا: ااححححححح من هم چند دقیقه بعد باید توی تختم باشم 🥱

نامجون : جیمین تو چیزی به سرت خورده
جیمین: هنوز هم نه
تهیونگ: بابا هیونگ یک شاخ گل یا یک شام رومانتیک داشته باش شب هم رابطه یا با هم بخوابین

جیهوپ: اره فکر خوبه جیمین
جیمین: اگر شما دقت کنید که من از اون خوشم نمیاد و این کار ها نمیکنم

جین : پس باید یک کاری کنی که باهات همکاری کنه

جیمین: اره ولی چی هس
.
.
.
.
.
.
دیدگاه ها (۰)

من حتی نمیدونم چی بگم نمیدونم خجالت بکشم یا بخندم من غلط بکن...

جیییییییییههههههوووووووووووووپپپپپپپپپپپپپپ

#چراحرف منو باور نمیکنی پارت ⁶²یونا: ات تو کجا بودی یک ساعته...

#چرا حرف منو باور نمیکنی پارت ⁵⁷همه داخل کلاس شودن بعد اینکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط