به من گفته اند شما یار... شما سرباز می خواهی! من اما سربا
به من گفته اند شما یار... شما سرباز می خواهی! من اما سربازی نرفته ام... تفنگ دست گرفتن را حتی بلد نیستم. جارو کردن و گردگیری اما می دانم... ظرف شستن را هم بلدم. آقا! بگذار من خانه ات را جارو کنم. ظرفهایت بشورم... اتاقت را گردگیری کنم... نمی دانم... اما بگذار با شما باشم... با شما بمانم... با شما بمیرم!...
- ۶۰۵
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط