من

من؟!
نمیدونم راستش ،
راجب خودم چیز زیادی نمیدونم ،
جز اینکه واقعا خستم و فکرم خیلی درگیره . تمومِ روز تلاشمو میکنم تا ذهنم فکرای مزخرف نکنه ولی وقتی که شب میشه ، وقتی که رو تختم دراز میکشم ، اون سیاهی میاد سراغم . میوفته به جونم و تا خودِ صبح من هزاربار میمیرم و وقتی که هوا روشن شد دوباره لبخند میزنم تا کسی چیزی نفهمه ؛
دیدگاه ها (۲)

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵³نمیدونم چقد تو فکر بودم کهجونگکوک: دختر ت...

آرامش در برزخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط