پس زده مثلِ آتشی شعله به کاه می زند
پس زده مثلِ آتشی شعله به کاه می زند
وسعت غصه های دل سکته به آه می زند
همسفران سراب را هدیه به آب داده اند
تشنه ترینِ چشمه ها ناله به چاه می زند
حرمت پرده دار را دزد چراغ دیده برد
ساز صدا بریده را سوزِ سه گاه می زند
قاصدکانِ دربه در بسکه به سایه رفته اند
منتظران نور را چشم به راه می زند
طاقت یارِ خسته را تهمت ناروا شکست
شهرطلوع خفته را خوابِ تباه می زند
بگذرد این کشاکش وُ گفته شود چه نکته ها
مرد عروس مرده را حجله سیاه می زند
وسعت غصه های دل سکته به آه می زند
همسفران سراب را هدیه به آب داده اند
تشنه ترینِ چشمه ها ناله به چاه می زند
حرمت پرده دار را دزد چراغ دیده برد
ساز صدا بریده را سوزِ سه گاه می زند
قاصدکانِ دربه در بسکه به سایه رفته اند
منتظران نور را چشم به راه می زند
طاقت یارِ خسته را تهمت ناروا شکست
شهرطلوع خفته را خوابِ تباه می زند
بگذرد این کشاکش وُ گفته شود چه نکته ها
مرد عروس مرده را حجله سیاه می زند
- ۶۵۳
- ۲۲ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط