میخوام سرگذشت هایا رو خیلی واضح تر بگم و با دیالوگ
میخوام سرگذشت هایا رو خیلی واضح تر بگم و با دیالوگ
خب
اتاق زایمان
هایا به دنیا اومده
مامانش:اَه..چرا موهاش سفیده؟
باباش:من همچين بچه ای رو نمیتونم تحمل کنم
تصمیم میگیرن که هایا رو بفروشن
وقتی هایا رو فروختن و ۴ سالش شد شکنجش میدادن
مثلا بهش سنگ پرت میکردن یا بهش لگد میزدن
وقتی هایا ۱۵ سالش شد
خودکشی کرد
و به دخترِ گوجو و اوتاهیمه تناسخ پیدا کرد
-اتاق زایمان-
گوجو:اوخیی چه خوشگلههههه مثل خودمههه چشماش رو نگا کنننن
خب
اتاق زایمان
هایا به دنیا اومده
مامانش:اَه..چرا موهاش سفیده؟
باباش:من همچين بچه ای رو نمیتونم تحمل کنم
تصمیم میگیرن که هایا رو بفروشن
وقتی هایا رو فروختن و ۴ سالش شد شکنجش میدادن
مثلا بهش سنگ پرت میکردن یا بهش لگد میزدن
وقتی هایا ۱۵ سالش شد
خودکشی کرد
و به دخترِ گوجو و اوتاهیمه تناسخ پیدا کرد
-اتاق زایمان-
گوجو:اوخیی چه خوشگلههههه مثل خودمههه چشماش رو نگا کنننن
- ۱.۷k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط