{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی داشتم سال 94 را از خانه بیرون میکردم یادم افتاد که و

وقتی داشتم سال 94 را از خانه بیرون میکردم یادم افتاد که وقتی می آمد چه شوقی داشتم . من به همه و همه به من آمدنش را تبریک می گفتند ! چقدر برایش پروبال زدم . چقدر برایش برنامه چیدم . چه خوشه ها که از خرمنش نچیدم . هدفهایم را روی صفحاتش نوشتم و آرزوهایم را به بالهایش گره زدم .

حالا داشت میرفت ..... سال 94

برگشت، نگاهی به من کرد، با لبخندی مهربانانه . انگار که از من هیچ بدی ندیده باشد !
گفت: این من نیستم که میروم . تویی که از ایستگاه من عبور کرده ای ! مراقب باش کجا میروی ! معلوم نیست که چند ایستگاه دیگر مهلت داری !
فقط، کاری کن که خودت از انجامش شرمسار نباشی .
.
دستی تکان داد و من رفتم .
#هادی
دیدگاه ها (۱۲)

وقتی داشتم سال 94 را از خانه بیرون میکردم یادم افتاد که وقتی...

چند روز پیش وقتی داشتم سال 94 را از خانه بیرون میکردم یادم ا...

🤔🤔🤔

#خودشناسی #انسان #تفکر #مقاومت #مبارزه#ظلم #انگیزشی #تلنگر

🎁 عینک آفتابی فریم گرد مدل miu miuMinimalist Charm | Miu Miu...

بی احترامی هیچوقت از من شروع نمیشه🤍#شخصی #ویسگون #دلتنگی #حر...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

تا خــدا هستڪسی تنهـا نیست   من اگر گم شده ام       تو اگر خ...

درحال اماده کردن خیارشور توسط ستایش بانو 😂😂😂#عاشقانه #شخصی #...

خیار ُ🥒 ترخون🌱 گرفتم،، خیارشور بزارم😋کیا خیارشور دوست دارند؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط