{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ، ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺁﯾﻔﻮﻥ گفت :ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ؟

ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ، ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺁﯾﻔﻮﻥ گفت :ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ؟
گفتم :ﻧﻪ، ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻬﺘﺮﻩ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﯿﻢ ﺑﺎﺑﺎ!
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ... ﺍﻣﺸﺐ ﭼﻪ ﺑﺎﺩ ﺧﻨﮑﯽ می وﺯﻩ ﺗﻮی ﭘﺎﺭﮎ!
دیدگاه ها (۳)

ﺍﯼ ﺩﻝ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﻦ,ﻏﺼﻪ ﻧﺨﻮﺭ,ﺗﻮ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﺰﺭﮒ.ﻭ ﺑﻪ ...

حالا من نجابت کردم و چیزی به شما نگفتم ولی اقا پسر از اون ته...

ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﯿﺪﺕ ﺑﻪ ﺍﻭﻧﻪ ..ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻﺳﺮﯼ ..ﺑﻪ ﺍﻭﻧﯿﮑﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﺯ ﺭ...

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت ، آن زن کره ها را...

👌 داستان کوتاه پند آموز✍👌 داستان کوتاه پند آموز✍ﻋﺎﺭﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط