{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و خورج

چوپانی ماری را از میان بوته های آتش گرفته نجات داد و خورجین گذاشته و به راه افتاد..


چند قدمی که گذشت مار از خورجین بیرون آمد و گفت: به گردنت بزنم یا به لبت؟ چوپان گفت: آیا سزای خوبی این است؟ مار گفت : سزای خوبی بدی است...


و قرار شد تا از کسی سوال کنند به روباهی رسیدند و از او پرسیدند چاره کار را روباه گفت : من تا صورت واقعه را نبینم نمیتوانم حکم کنم..


برگشته و مار را درون بوته ها آتش انداختند مار به استمداد برآمد و روباه گفت:


بمان تا رسم خوبی از جهان بر افکنده نشود
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط