{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم نصف شب و تاب و تبی تکراری

باز هم نصف شب و تاب و تبی تکراری
دلبرم! همنفسم بازتو هم بیداری؟

گل شب بوی غزل ریز! مزاحم نشوم!
وقت داری کمی از روی غمم برداری؟؟

میشود دست به بغضم بکشی؟ بی زحمت!
میشود گوش به آهنگِ دلم بسْپاری؟

"یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم"
خسته ام،خسته از این زندگیِ اجباری!

شده مخروبه بنایِ دلِ کج بنیادم!
شاعری را چه به وصله زدن و معماری!

خسته ام،منتظرِ معجزه ی تازه ایَم
تو بیایی به دلم دینِ نُویی می آری!

کاش! پایانِ غمِ من به خودت ختم شود
کاش! شیرین شود این درد و غمِ تکراری •••
دیدگاه ها (۱)

حال زن هااز دستهایشان پیداستزنی که انگشتهایش را سوهان میکشدر...

امروز مردی از تبار نور می آید تا نیایش در آیینه وجودش تجلی ی...

مـن عـٖاشـقی از کمال تـو آموزم بیت و غزل از جمال ت...

همیشه که همه چیز نباید قاعده و قانون داشته باشه ..!بعضی روزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط