{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی هرچه را می خواستم

زندگی هرچه را می خواستم
به من داد،
و بعد به من فهماند
که آن چیز اهمیتی نداشت

«ژان پل سارتر»
دیدگاه ها (۳)

گرگ همیشه گرگ می زاید و گوسفند همیشه گوسفند؛تنها انسانها هست...

از جورج برنارد شاو پرسیدند: آیا زنان باهوش همسران خوبی هم هس...

کجا روم که دلم پایبند مهرِ کسی است،سفر کنید رفیقان که من گرف...

ای در دل کوه در پی نان حلال، ای چشم به راهتان همه اهل و عیال...

به یاد چشمهای قشنگ گیرنده‌اش افتادم. وقتی که به من نگاه میکر...

لس آنجلس تهران

از آن آسمان و از این زمین می ترسمو از پل صراط پر خطر می ترسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط