‏می‌وزد باد

‏می‌وزد باد
و می‌رود باد
این باد هرگز دوبار
شاخه‌ی گیلاس را متوازن نمی‌کند
پرندگان چهچه زنان
در میان درخت
با بال‌هایی پر از خواهش پرواز
اما در بسته است
باید آن را هل داد
آن که من می‌خواهم  تو هستی
تا زندگی‌ام زیبا
و دوستانه
و سرشار از عشق مثل تو باشد
می‌دانم،
هنوز تمام نشده
ضیافتِ بدبختی‌ام
این نیز روزی به پایان خواهد رسید …
دیدگاه ها (۳)

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

#حکایت_قدیمی قاضی شهر خواست با بهلول شوخی کند از او پرسید می...

محبوب مهربانم💌می خواهی بگویمـدلمـ چقدر برایتــ تنگــ می شود....

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش اول_ من پرندگانی را می شن...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

پروانه جان

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط