چه زود دیر میشود
چه زود دیر میشود
هنوز از با تو بودن سیر نشدم که باید بروم ورفتن سخت وشکنجه آور است بی تو بودن درد دارد
شب با یاد تو صبح از یاد تو
گریزم نیست تو همه جا هستی
تو مرا میبینی من در خودم گم میشوم
امیدم به توست دستم را رها نکن
میترسم از جدایی معبودم
دوستان شب بر شما خوش
تا دیداری دگربار بدرود درپناه حق
شهرام
هنوز از با تو بودن سیر نشدم که باید بروم ورفتن سخت وشکنجه آور است بی تو بودن درد دارد
شب با یاد تو صبح از یاد تو
گریزم نیست تو همه جا هستی
تو مرا میبینی من در خودم گم میشوم
امیدم به توست دستم را رها نکن
میترسم از جدایی معبودم
دوستان شب بر شما خوش
تا دیداری دگربار بدرود درپناه حق
شهرام
- ۳۸۶
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط