{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته باشم …

گفته باشم …

من درد میکشم اما تو چشمهایت را ببند،

سخت است بدانم میبینی و بی خیالی …

تویی که روزگاری برایم درمان بودی ..
دیدگاه ها (۲)

“کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند، ...

شاید به هم باز رسیم … روزی که من به‌ سانِ دریایی خشکیدم … ...

خوب که فکر می کنم … می بینم گاهی یک شکلات ِ مغزدار … بیشتر...

متــــــــاسفم… نه برای تو که دروغ برایــــت خـــود زندگیست...

مـثــل بــه دام افـتـادنِ پـَرنـده ىِ شـكارى در قـفـس بــى ...

میروی و نمیرود غم تو از دلحق بده جای گریه دیده خون بباردرسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط