چقدر راه غم عشق تو را پیمودم

چقدر راه غمِ عشق تو را پیمودم
رفت تا هفت خیابان بغل هی دودم

رود من بودی و اما ره دریای دگر
مثل یک ماهی افتاده جدا از رودم

همه اش بوی خیانت به هوا می پیچید
نفرِ سوم یک رابطه ای می بودم

تا که دیدم نفسِ گرم کسی دیگر هست
مثل آهن نم باران زده ای فرسودم

هر که حقِّ دگری خورده به دل پس داده
شده پاشیده ز هم راحت تار و پودم
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۱)

خسته ام با غم دل جنگیدنیا شوم شاهد هی پاشیدنسهمم از عشق فقط ...

شوق و شور درد دوری را به دل باید کشیدتا که مستی آورد انگور ر...

بیم از هر چه نباید که دلم کرد شدهمرهمِ جان و دلم زخم و غم و ...

بیم از هر چه نباید که دلم کرد شدهمرهمِ جان و دلم زخم و غم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط