{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده ر

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را در دلم آب کنی
ž گرفته دلم ، کجایی که به درد دلهایم گوش کنی ، کجایی که مرا با بوسه هایت گرم کنی...
ž نیستی و من در حسرت این لحظه ها نشسته ام ، نیستی و من بیشتر از همیشه خسته ام
ž در لا به لای برگهای زندگی ، نیست برگی که از تو ننوشته باشم .
ž نیست روزی که از تو نگفته باشم
ž امروز آمد و از تو گفتم ،نبودی و اشک از چشمانم ریخت و در همان گوشه نشستم ،
ž دلم خالی نشد و گرفته دلم ، کجایی که دلم به سراغت بیاید گلم؟
ž نیستی و حتی سراغی از دلم نمیگیری ، یک روز نباشم که تو مثل من نمیمیری....
ž نمیبینی چشمهایم را ، نمیمانی تا دلم را ، به نقطه خوشبختی برسانی ،
ž مرا به جایی آرام بکشانی تا خیالم راحت باشد از اینکه همیشه تو را خواهم داشتنمیخواهی دلم را، نمیدانی راز درونم را نمیخواهی دلم را ، نمیگذاری تا مثل گذشته دلم تنها به تو خوش باشد..
دیدگاه ها (۱)

پروانه جان

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را د...

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را د...

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را د...

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را د...

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را د...

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را د...

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را د...

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را د...

گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط