{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر برود جان ما در طلب وصل دوست

گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حیف نباشد که دوست دوست‌تر از جان ماست

دلشده ی پایبند، گردن جان در کمند
زهره ی گفتار نه، کاین چه سبب ،وان چراست

مالک ملک وجود حاکم رد و قبول
هر چه کند جور نیست ور تو بنالی جفاست

تیغ برآر از نیام زهر برافکن به جام
کز قبل ما قبول وز طرف ما رضاست

گر بنوازی به لطف ور بگدازی به قهر
حکم تو بر من روان زجر تو بر من رواست

هر که به جور رقیب یا به جفای حبیب
عهد فرامش کند مدعی بی‌وفاست
دیدگاه ها (۱)

عشق کار نازکان نرم نیست عشق کار پهلوان است ای پسر مولوییاد ش...

عشق دردانه‌ست و من غواص و دریا میکدهسر فروبردم در آن جا تا ک...

#شعر_قدیمی🍃سلسله موی دوست حلقه دام بلاستهر که در این حلقه نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط