{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی بیا به دیدارم

گفته بودی بیا به دیدارم
اولا، دردسر نداری که؟
ثانیاخنده های نازت کو؟
تو که جز چشم تر نداری که

کو پس آن عشق خانمان سوزت
تن بی نقص وناز دیروزت
کو ؟ طرفدارهای دلسوزت
دور خودیک نفر نداری که

در نگاه تو عشق بازی بود
یا به قولی بهانه سازی بود
هر کسی با تو بود راضی بود
امتحانی، ضرر نداری که

بعد تو روزگار من چرخید
مثل شاهی که مانده در تبعید
اقتدارم ندیده ها را دید
از غرورم خبر نداری که

غزل ناب من تو را بردند
کشف بودی کلیشه ات کردند
چه بهم ریخته پس آوردند
مثل سابق ، اثر نداری که

دلخوشیم آن همه شعارت بود
وعده هایی که اعتبارت بود
از کجا باورت کنم، دیگر
ضامن معتبر نداری که

خاطرت هست روز سرمستی
چشم روی قرارمان بستی
گفته بودی که خواهرم هستی
به برادر نظر نداری که؟

با تو برخوردِ شعر اگر سردست
اشکمان را اگر درآوردست
شاعر بی نوا مقصر نیست
سینه ی شعله ور نداری که
#مردترک
دیدگاه ها (۰)

گاهی یک نفربیشتر از یک نفر استوقتی می رودباید یک عمر رفتنش ر...

شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشدهرچه خوبی بکنی با دل تو بد ب...

قدیما مشکلاتم با خواب حل میشدالان خوابیدن هم خودش شده یه مشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط