{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهش گفتم: من از شما انتظاری ندارم. میدونم درگیرید...

بهش گفتم: من از شما انتظاری ندارم. میدونم درگیرید...
تشکر کرد ولی نفهمید قسمت بد ماجرا اینجاست...
درست همین جا که ازت انتظاری ندارم...
اینجا نقطه پایان تفاوت توست با بقیه...
🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️🌨️
یه حس غم عجیبی تو دلم نشسته...
درست مثل برفهای یخ زده که آدم باید مراقب باشه سر نخوره...
باید مراقب باشم سر نخورم...
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
او نشسته به انتظار شیک شکلاتی...
و من بدون هیچ انتظاری از هیچکس...
دیدگاه ها (۱۰)

سلام مشتی...دیدی ماه رجب هم اومد...اومدم اول رجبی چهارتا کلا...

غمگینم...هر قدر هم وانمود کنم در گیر و دار زندگی این قبیل ات...

یه جایی از زندگی خط میزنی روی دونه دونه آدمای اطرافت...درست ...

ترس

رمان melegim 🪽: پارت۳سابرینا : مطمئنی ایشا : اره او را آماده...

p2

Dark Loveفصل ۲ پارت ۱۹☆

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط