{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا عالمانه گناه کردم و جاهلانه توبه

خدایا عالمانه گناه کردم و جاهلانه توبه

قصّه من و غصّه تو سر دراز دارد

حال و نشاطم صرف گناه شد

خمیازه هایم سهم خدا

خدایا

می خواستم چیزی بگویم

ولی نه ، تو که خود باخبری از دلم

از سکوتم،از عصیانگری هایم!

خدایا

تو از امتحان من

من از شرمندگی رد شدن

سیر نخواهیم شد گویا!
دیدگاه ها (۴)

هر قدر سنم بیشتر میشود کمتر به قضاوت مردم در مورد خودم اهمیت...

زنده باد میان سالیزنده باد میان سالی؛ که آدمی در آن نه هول و...

یادمان نیست کجا صحبت بی دردی شداولین بار کجا نوبت نامردی شدی...

توی یک جمع نشسته بودم بی‌حوصله بودم. مجله‌ای برداشتم ورق زدم...

خدایا عالمانه گناه کردم و جاهلانه توبهقصّه من و غصّه تو سر د...

خدایا عالمانه گناه کردم و جاهلانه توبهقصّه من و غصّه تو سر د...

خدایا! عالمانه گناه کردمو جاهلانه توبه....قصه ی من و تو سر ...

خدایا!عالمانه گناه کردمو جاهلانه توبه....قصه ی من و تو سر در...

حرف ها تکراری ،توبه ها تکراری، آدم ها تکراری من مانده ام این...

حرف ها تکراری ،توبه ها تکراری، آدم ها تکراریمن مانده اماین ...

الهی و ربی من لی غیرک حرفها تکراری ، توبه ها تکراری ، آدمها ...

داستان چشم برزخی دار شدن شیخ رجبعلی خیاطسر و گوشش زیاد میجنب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط