{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتمادم را گرفتی باورم را پس بده

اعتمادم را گرفتی باورم را پس بده
شمع سوزانت شدم خاکسترم را پس بده
در غزلهایم فقط چشمان تو معیار بود
واژه واژه حرفهای دفترم را پس بده
ریشه ام را خشک کردی ناز شصتت لااقل
ای خزان زندگی برگ و برم را پس بده
ای نمک نشناس بزم می خوری های مدام
نوش جانت شیره ی جان ساغرم را پس بده
گفته بودی آسمانی آسمانت پیشکش
این قفس را باز کن بال و پرم را پس بده
میروم، تو خوب ما بد مالک وجدان ناب
بهترین آدم بیا خیر و شرم را پس بده
نیمه ی سیبم نبودی ای هوای وسوسه
نیمه ی آلوده جان دیگرم را پس بده
اهل نفرینت نبودم بهترین ها سهم تو
اعتمادم را گرفتی باورم را پس بده...
دیدگاه ها (۷)

ﯾﮏ ﺷﺐ ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻤﻌﯽ ﺗﺎ ﺻﺒﺤﺪﻡ ﻧﺸﺴﺘﻢﺍﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﺳﻮﺧﺖ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺯ ...

گویند" سلام صبح"طلایی ترین کلید برای ورود به تالار قلب هاست"...

پرسیدم از گل سرخ ..در سینه ات چه داری..؟برگونه های سرخت ..دا...

این بار به داد دل خود دیر رسیدمعاشق شدم و قطع شد از خویش امی...

ғɪᴋᴀ: #اسـ‌تـاد_جـ‌ذاب_بی‌اعــ‌صابᴘᴀʀᴛ: 02[هتل لس انجلس 11 ش...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟬راشل: گو وون! بلند شو. مرب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط