خدایم من کی هستم که چیزی بگویم که خودهمه چیزرومیدونی،چگون
خدایم من کی هستم که چیزی بگویم که خودهمه چیزرومیدونی،چگونه بیادت باشم وقتی فقط دررنجهایم صدایت میکنم،چگونه به جستجویت بیایم،کجابدنبالت بگردم،وقتی همه جاهستی حتی نمیتونم یک قدم به سویت بردارم،
درخودمانده ام،
انتظارمیکشم تاخودبیایی،
اشکهایم روعاشقانه به پایت میریزم تاقدمت رو روی چشمام بزاری وبه مهراب قلبم واردشوی،
میخواهم باسرور وجاودانگی هم پیمان شوم چراکه غربت تنهاییم کل هستیم رودل تنگ میکند،
خدایا همواره بامن باش وتنهایم نگزار،
نخی روبه انگشت دستم میبندم تاهرگز فراموشت نکنم که تجربه آرامش تنهاباتو هم مسیراست،،
درخودمانده ام،
انتظارمیکشم تاخودبیایی،
اشکهایم روعاشقانه به پایت میریزم تاقدمت رو روی چشمام بزاری وبه مهراب قلبم واردشوی،
میخواهم باسرور وجاودانگی هم پیمان شوم چراکه غربت تنهاییم کل هستیم رودل تنگ میکند،
خدایا همواره بامن باش وتنهایم نگزار،
نخی روبه انگشت دستم میبندم تاهرگز فراموشت نکنم که تجربه آرامش تنهاباتو هم مسیراست،،
- ۲۱۹
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط