{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوابے شده اے

خوابے شده اے
تعبیر نشدنے...
تا چشم به هم مے گذارم،
سرک مےکشے در رویاهاےبےصاحبم،
مرا مے برےبه یک دشت پر گل
رهایم مےکنے،
غرق شوم.
شور مےگیرد وجودم را،
به یکباره چشم باز مےکنم
باز مےگردم
به همین حال پریشان هر روزه ام!
تصمیم گرفته ام اگر بار دیگر مرا
رها کردے
خودم هم رها شوم
جایے میان خواب و بیدارے..
به گمانم
نامش را گذاشته اند
ک م ا
یا خوابے عمیق
به عمق
تمام رویاهاےبےتعبیر
با تو!
دیدگاه ها (۱)

نمیبخشمت p.22

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

مرد بی رحم

خوابی شده ایتعبیر نشدنی ...تا چشم به هم می گذارم،سرک می کشی ...

خوابی شده ایتعبیر نشدنی ...تا چشم به هم می گذارم،سرک می کشی ...

من نمی دانم چیستکه چنین زار و پریشان شده ام ...و چرا ؟!مژه ب...

دلنوشته.....چشمان زیبایت امان از من بریده و آتش بر دلم می زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط