خوابے شده اے
خوابے شده اے
تعبیر نشدنے...
تا چشم به هم مے گذارم،
سرک مےکشے در رویاهاےبےصاحبم،
مرا مے برےبه یک دشت پر گل
رهایم مےکنے،
غرق شوم.
شور مےگیرد وجودم را،
به یکباره چشم باز مےکنم
باز مےگردم
به همین حال پریشان هر روزه ام!
تصمیم گرفته ام اگر بار دیگر مرا
رها کردے
خودم هم رها شوم
جایے میان خواب و بیدارے..
به گمانم
نامش را گذاشته اند
ک م ا
یا خوابے عمیق
به عمق
تمام رویاهاےبےتعبیر
با تو!
تعبیر نشدنے...
تا چشم به هم مے گذارم،
سرک مےکشے در رویاهاےبےصاحبم،
مرا مے برےبه یک دشت پر گل
رهایم مےکنے،
غرق شوم.
شور مےگیرد وجودم را،
به یکباره چشم باز مےکنم
باز مےگردم
به همین حال پریشان هر روزه ام!
تصمیم گرفته ام اگر بار دیگر مرا
رها کردے
خودم هم رها شوم
جایے میان خواب و بیدارے..
به گمانم
نامش را گذاشته اند
ک م ا
یا خوابے عمیق
به عمق
تمام رویاهاےبےتعبیر
با تو!
- ۳۰۰
- ۰۱ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط